سيد علاء الدين محمد گلستانه
78
منهج اليقين (شرح نامه امام صادق ع به شيعيان) (فارسى)
امام عليه السلام . « وَ اتَّقُوا اللَّهَ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ » ؛ « 1 » و از خداى تعالى حذر كنيد ، تا شايد كه رستگار شويد . « 2 » و برقى در كتاب محاسن ، از حضرت ابى عبد اللَّه عليه السلام روايت كرده كه فرمود : كسى كه افشاى چيزى از امر ما كند كه در ضمن آن ، ضرر به ما رسد ، مثل كسى است كه ما را عمداً كشته باشد ، نه آن كه به خطا و ندانسته كشته باشد . « 3 » و از آن حضرت ، روايت نموده در تفسير قول خداى تعالى : « وَ يَقْتُلُونَ الْأَنْبِياءَ بِغَيْرِ حَقٍّ » ؛ « 4 » يعنى : « مىكشند پيغمبران را به ناحق » ، مىفرمود كه : واللَّه كه نكشتند انبيا را به شمشير ؛ و ليكن سرّ ايشان را منتشر كردند و افشا نمودند . پس قاتل ايشان بودند . « 5 » و محمّد بن يعقوب كلينى رضى الله عنه روايت كرده از حضرت امام جعفر صادق عليه السلام كه مىفرمود : حذر كنيد و پرهيز نماييد از آن كه كارى از شما سر زند كه باعث سرزنش ما شود ؛ زيرا كه فرزندى كه بد است ، باعث سرزنش پدر خود مىشود ، به اعمالى كه مىكند ؛ و زينت آن كسى باشيد كه به او متوسّل شدهايد و عيب و عار او مباشيد . صِله و مهربانى كنيد قبيله و خويشان خود را ، و عيادت بيمارانِ ايشان ، به جا آريد و در [ تشييع ] جنازهء ايشان ، حاضر شويد ، و بايد كه در هيچ كارى « 6 » از كارهاى خير ، ايشان بر شما سبقت نگيرند ؛ زيرا كه چون شما متابع اهل بيتيد ، سزاوارتريد به اعمال خير از ايشان . و اللَّه كه پرستيده نشده است خداى تعالى به چيزى كه نزد او دوستتر باشد از خبء ! راوى پرسيد كه : خبء چه چيز است ؟ حضرت فرمود كه : آن ، تقيّه است . « 7 » و از آن حضرت ، روايت كرده كه فرمود : تقيّه ، سپر مؤمن است و تقيّه ، حِرز و نگاهدارندهء مؤمن است ؛ و ايمان نيست مر كسى را كه تقيّه ندارد . به درستى كه حديث ما به دست يكى از بندگان الهى مىافتد . پس در ميان خود و خدا به آن عمل مىكند و خدا را موافق آن ، عبادت مىكند . پس آن حديث ، در دنيا ، عزّت و شرفِ آن بنده است و در روز قيامت ، از براى او نور و روشنى است . و بندهء ديگر ، حديثى از احاديث ما به دست او مىافتد . پس آن را افشا مىكند و موجب خوارى و مذلّت او مىشود در دنيا . و خداى تعالى ، آن نور را از او سلب مىكند . « 8 »
--> ( 1 ) . سورهء آل عمران ، آيهء 200 . ( 2 ) . معانى الأخبار ، ص 369 ، ح 1 . ( 3 ) . المحاسن ، ج 1 ، ص 256 ، ح 289 . ( 4 ) . سورهء آل عمران ، آيهء 112 . ( 5 ) . الكافى ، ج 2 ، ص 371 ، ح 7 . ( 6 ) . ج : « امرى » . ( 7 ) . الكافى ، ج 2 ، ص 219 ، ح 11 . ( 8 ) . همان ، ص 221 ، ح 23 .